به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مسعود کیمیایی
رای کاربر: 8
"قدرت" که بعد از دزدی تحت تعقیب است برای مخفی شدن نزد دوست زمان تحصیلیاش "سید" میرود. سید زمانی در مدرسه قدرتی داشته ولی حالا سخت معتاد است. سید با زنی به نام "فاطی" که در تئاتر کار میکند، زندگی مشترکی دارد. قدرت نمیتواند سید را از اعتیاد برهاند و کوششهای سید نیز برای نجات او نتیجه نمیدهد. آن...

کارگردان: فریدون گله
رای کاربر: 10
"ابی" از زندان آزاد میشود و این مصادف است با آزادی زندانی دیگری به نام "حسین" که هفده سال در زندان بسر برده است. تنهایی وجه مشنرک بزرگ این دوست. هیچکدام هدف معینی ندارند و در یک قهوهخانه در جریان یک بازی ترنا، حسین حاکم میشود و به تمسخر حکم میکند که ابی از جنوب شهر حرکت کند و در کافههای بین را...

کارگردان: فریدون ژورک
رای کاربر: 5
مرد جوانی که موفقیت خود را مرهون دوستش است مورد توجه زن جوان او واقع میشود. مرد جوان توجهی به همسر دوستش نمیکند و این پایه یک سلسله ماجرا میشود که طی آنها سرانجام دوست او به قتل میرسد و مرد جوان متهم به قتل وی میگردد. ولی بزودی حقایق روشن شده و قاتل واقعی شناسائی و گرفتار میشود

کارگردان: نصرتالله کریمی
رای کاربر: 10
تجددطلبی خانوادهای سبب میشود تا پدر این خانواده پس از فروش خانه قدیمیاش ساختمان جدید و مدرنی را آغاز کند. اما این کار در خور توانادی او نیست و با مشکلات مالی زیادی مواجه میشود. این مشکلات سرانجام باعث میشود که او از ادامه کارش صرفنظر کرده و به خانه قدیمی خودش در قبال پرداخت پول بیشتری بازگردد!

کارگردان: کامران قدکچیان
رای کاربر: 4
کودکی به هنگام سرقت کشته میشود. پدر نابینای کودک تصمیم به انتقام میگیرد و پس از شناسائی مسبب قتل کودکش سعی میکند فرزند او را برباید و بالاخره نیز این کار را میکند. و وقتی قصد پرتاب کردن کودک را از بالای ساختمتن مرتفعی دارد، پلیس سر میرسد و مرد نابینا خود پرتاب شده و درمیگذرد.

کارگردان: امان منطقی
رای کاربر: 3
مدیر کابارهای که "شبگرد" به همراه "شوکت" و فرزند پنج سالهاش "شهرام" در آنجا برنامه اجرا میکنند، چون شبگرد را مانع انجام خواستهاش در ازدواج با شوکت میبیند او را متهم به دزدی کرده و زندانیش میکند. شوکت حاضر به ازدواج با مدیر کاباره نشده و منتظر آزادی شبگرد میشود.

کارگردان: مسعود اسدالهی
رای کاربر: 7
"آزاده" که وسیلهی "محسن" فریب خورده سعی دارد که او را راضی به ازدواج با خود کند. اما "محسن" از او میگریزد و به شمال میرود. "آزاده" در پی مقصودش به شمال میرود. پدر "آزاده" که مرد متمولی است جوانی با اسم "علی" را مامور میکند که دخترش را یافته و نزد خانوادهاش بازگرداند. "آزاده" وقتی از "محسن" ناا...