به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: نیما طباطبایی
رای کاربر: 10
فیلمی است که در آن ضمن پخش تصاویر فوتبالی و شخصی دیده نشده از اسطوره ملی ایران به بررسی دلایل محبوبیت ناصر حجازی میپردازد...

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 10
روایتگر داستان زوج جوانی است که در حال اجرای نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. رابطه آنها پس از نقل مکان به خانهای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، به خشونت کشیده میشود.

کارگردان: برزو نیکنژاد
رای کاربر: 10
یک تیم فوتبال که در لیگ دسته سوم کشور فعالیت میکرده است به دسته دوم صعود میکند، سعید در این راه در آخرین لحظات بازی آخر دچار مصدومیت تاندون پا میشود و سلامتیاش به خطر میافتد...

کارگردان: مصطفی کیایی
رای کاربر: 10
پشت هر آدمی یه داستانی هست و پشت هر داستانی یه آدم، بهتره قبل از هر قضاوتی یکم صبر داشته باشیم...

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 10
احمد که عصیان نوجوانی اش را در سکوت گذرانده، فرمانده لشگری می شود که باید در دروازه های خرمشهر با دشمن بجنگند. اما سرنوشت او فرسنگ ها دور از مرز ایران رقم می خورد…

کارگردان: وحید امیرخانی
رای کاربر: 10
میثم در به در دنبال گرفتن مجوز چاپ کتابش است؛ کتابی که قرار است معضلات ناشی از بلوغ دخترها و پسرها را حل کند...

کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 10
داستان سه جوان جنوب شهری است که به خاطر به دست آوردن پول، دست به کارهای خطرناکی میزنند. همچنین داستان فیلم به مسائل مربوط به گشت ارشاد پلیس هم ارتباط دارد.

کارگردان: محسن تنابنده
رای کاربر: 10
سه برادر که در یک مزرعه شترمرغ کار می کنند، تصمیم می گیرند تا کار بزرگی انجام داده و نام یکی از شترمرغ ها را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنند که این کار اتفاقات مختلفی را برای آنها به همراه دارد...

کارگردان: رضا اعظمیان
رای کاربر: 1
داستان فرشته و منوچهر است که به هنگام بازگشت از ماه عسل متوجه حمله نیروهای عراقی به ایران شده و زندگی عاشقانهشان دستخوش تغییراتی میشود...

کارگردان: مازیار میری
رای کاربر: 10
مریم و رضا با آدمهای دیگر فرق دارند، آن هم نه یک فرق ساده، بلکه بسیار بزرگ و آنها باید تلاش کنند تا به دیگران ثابت کنند این تفاوت بزرگ را با معجزه عشق حل کردهاند.

کارگردان: صفی یزدانیان
رای کاربر: 1
گلی بعد از بیست سال زندگی در فرانسه یکباره تصمیم میگیرد به ایران و به زادگاهش، شهر رشت سفری کند. فرهاد در رشت به استقبالش میرود و میگوید که آشنایی قدیمی است، اما گلی اصلاً او را به یاد نمیآورد.