به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: سروش صحت
حبیب وضع مالی مناسبی دارد ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی هنوز نتوانسته همسری انتخاب کند. مسعود در آستانه ازدواج است ولی مشکلات زیادی او را از آغاز زندگی مشترک دور میکند. مازیار، فرزند خانوادهای پرتنش و گرفتار است و فکر مهاجرت در سر دارد. حبیب و مسعود و مازیار سه رفیق لیسانسه هستند...

کارگردان: سیروس مقدم
خانواده نقی معمولی به دلایلی منطقی مجبور میشوند که به کشور ترکیه سفر کنند و در این کشور با ماجراهایی عجیب روبهرو میشوند که همبستگی خانواده، عشق و علاقه آنها به همدیگر، اهمیت وطن و دورهم بودن را بیشتر از گذشته درک میکنند…

کارگردان: سروش صحت
حبیب وضع مالی مناسبی دارد ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی هنوز نتوانسته همسری انتخاب کند. مسعود در آستانه ازدواج است ولی مشکلات زیادی او را از آغاز زندگی مشترک دور میکند. مازیار، فرزند خانوادهای پرتنش و گرفتار است و فکر مهاجرت در سر دارد. حبیب و مسعود و مازیار سه رفیق لیسانسه هستند...

کارگردان: بیژن بیرنگ، مسعود رسام
دو زوج در یک ساختمان باهم همسایهاند. «کمال و مهین» که سن بیشتری نسبت به زوج دیگر یعنی «علی و مریم» دارند، به نوعی در مشکلات و مسائل آنها را راهنمایی میکنند. کمی بعد مشخص میشود که کمال دایی مریم است، اما مریم از این موضوع خبر ندارد و...

کارگردان: مهران مدیری
داستان یک کارمند ساده هست که ناخواسته وارد ماجراهایی می شود که مجبور می شود در هر نقشی بازی کند و…

کارگردان: سروش صحت
این مجموعه داستان دو خانواده مظاهری و سعادتی را بیان میکند. خانواده مظاهری شامل هوشنگ پدر خانواده، زهره مادر خانواده و کارمند بانک، سارا دختر بزرگ که در آزمون تخصص پزشکی مردود شده، و سعید پسر بیکار خانواده است. خانواده سعادتی شامل عطا پدر که با هوشنگ در این داستان مشکلاتی دارد، و شیرین مادر، و عرشیا که پسر کوچکی بسیار خبرچین و بازیگوش است. داستان به معضلات اجتماعی و فرهنگی به طور مستقیم یا معکوس از طریق این دو خانواده میپردازد.

کارگردان: شاهد احمدلو
«نصرت عشقی» سالهاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگگ دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» ، «محمود» و «منصور» آنجا را اداره میکند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمیاش «پرویز» است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی میکند. پرویز پس از سالها به ایران میآید تا سه دانگ سهم خود را بفروشد. نصرت که برای این نانوایی رنج و زحمت زیادی کشیده است، در تلاش است تا پولی جور کند و سه دانگ پرویز را خودش بخرد، اما در این میان، ماجراه...

کارگردان: مهران مدیری
در خصوص بیچارگی کارمندان دولت، زورگویی صاحبخانه و مانند آن بود و بر دادن پیام اخلاقی در هر قسمت هم اصرار داشتند، در ساعت خوش مستاجرها زورگو بودند و از بعضی قطعات هیچگونه نتیجهای (اعم از اخلاقی و ...) قابل استنتاج نبود و گاهی تنها بیانگر یک وضعیت طنز بودند.

کارگردان: مهران غفوریان
در این سریال، در فالب روایتی طنز، زندگی قشرهای مختلف شهر در کنار یکدیگر به تصویر کشیده شده است.تمام داستان در یک آپارتمان میگذرد که چند همسایه در آن زندگی میکنند؛ از جمله یک دکتر و پسرش، زن و شوهری جوان و پیرزنی تنها.

کارگردان: محمدحسین لطیفی
سریال دودکش درباره دو خانواده است که زندگی سادهای دارند و یک قالیشویی را اداره میکنند، اما هر بار ماجراها و مسائلی برای آنها اتفاق میافتد؛ مثلاً کارگاهشان پلمپ میشود و یا ماشینشان توسط پلیس توقیف میشود و از جهت دیگر داماد آنها (نصرت) مسائل مالیاش به دیوار خرده است و...

کارگردان: سعید آقاخانی
سروان مبارزه با مواد مخدراست که در اثر یک ضربه ناشی از وقوع یک تصادف به سر او حافظهٔ خود را از دست میدهد. ناصر پس از وقوع این تصادف شخصیت دیگری پیدا کرده و وقتی که میبیند همه از او میترسند سعی میکند که اشتباهات خودش را جبران کند اما کمکم دوست او داوود به او توضیح میدهد که آنها برای یک باند قاچاق مواد مخدر که رییس آن، مهندس فردی بسیار بی رحم است کار میکردند..

کارگردان: مهران مدیری
پزشک متخصصی به نام "هومن صحرایی" در یک رشتهی خاص مربوط به خون موسوم به «پلاستوریز سلولهای بینابینی» متخصص است و این در حالی است که در کشور کمتر به این رشته پرداخته میشود و در بیمارستان محل کار خود هم هیچ مراجعه کنندهای ندارد. او به دلیل تعهدی که دارد، نمیتواند بیکاری را تحمل کند و در حین سرکشی به اورژانس بیمارستان با یک پزشک بیمسئولیت درگیر میشود و به همین دلیل کار خود را از دست میدهد و...

کارگردان: سروش صحت
در این مجموعه تلویزیونی پژمان جمشیدی از بازیکنان فوتبال سابق تیم ملی ایران نقش خودش یعنی ستاره سابق پرسپولیس را بازی میکند. او نقش فوتبالیستی را دارد که برای چهارمین فصل متوالی با وجود تلاش فراوان، موفق نشده است تیمی را برای خود پیدا کند.

کارگردان: سیروس مقدم
هما تصمیم دارد در انتخابات شورای شهر شرکت کند، در حالی که همسرش نقی پیروزی او را محال میداند. از طرف دیگر چو چانگ همسر ارسطو نیز در یک سانحهی هوایی مفقود شده است و این احتمال وجود دارد که در این سانحه کشته شده باشد و...

کارگردان: سیروس مقدم
در شب نامزدی ارسطو، سقف خانه نقی فرو ریخته و او به همراه همسر و فرزندانش به خانه دامادشان نقل مکان میکنند. از طرف دیگر، مشکلات مالی و بیکاری، عاملی بر افسردگی او میشود. نقی به تشویق همسرش و برای آنکه روحیهاش را باز یابد؛ برای شرکت در مسابقات کشتی پیشکسوتان ثبتنام میکند...

کارگردان: سیروس مقدم
«ارسطو» کامیون خودش را که پس از یک تصادف شدید آسیب دیده تعمیر میکند و طبق رسم و رسوم مردم «شمال» باید برای این کامیون یک «خروس سیاه» بکشد. ارسطو به دنبال خرید خروس سیاه میرود، اما خروسی پیدا نمیکند... در ادامه نقی قرار است یک گنبد و دو گلدسته را از مازندران به تهران و به روستایی در قشم ببرد. این گنبد و گلدستهها به سفارش یکی از اهالی قشم ساخته شده و باید تا آنجا حمل شود. در طول مسیر هر بار که این کامیون به شهری میرسد، مردم شهر به استقبال و زیارت این کامیون میآیند که حامل این گلدسته و منا...

کارگردان: سیروس مقدم
فصل اول سریال ماجرای خانوادهٔ «نقی معمولی» را روایت میکند که تصمیم میگیرند از علیآباد به تهران کوچ کنند؛ اما هنگام ورود به پایتخت با مشکلات زیادی مواجه میشوند ...صاحبخانه میمیرد و وراث حاضر به تحویل خانه نمیشوند، بدین ترتیب در پی مشکلاتی که در تهران برای آنها پیش میآید مجبور میشوند مدتی در کامیون ارسطو زندگی کنند...

کارگردان: مهران مدیری
فرهاد که یک بررهای است در تهران مشغول کار در یک اداره است. در پی قبول شدن شادی (خواهر فرهاد) در دانشگاه در رشتهٔ کتابگذاری، پدرش او را نیز به تهران میآورد تا در کنار فرهاد و مهتاب زندگی کند... داود که یک پایین بررهای است، در تهران عاشق دختری به نام یاسمن میشود و از فرهاد و مهتاب میخواهد که برای او و یاسمن، عروسی برگزار کنند. به این ترتیب داود و یاسمن نیز وارد خانهٔ فرهاد میشوند...

کارگردان: مجید صالحی
دو باجناق به نامهای سیروس و رحمان تصمیم میگیرند با مشارکت یکدیگر، یک شرکت خدماتی تأسیس کنند. از آنجایی که آنها سرمایهای برای راهاندازی شرکت ندارند، سیروس خانهی خود را رهن داده و به همراه خانوادهاش به محل زندگی رحمان نقل مکان میکند و...

کارگردان: محمدحسین لطیفی
قالیشویی مشتاق تعطیل شده و فیروز در آستانه عید نوروز به خاطر حفظ اعتبار قالیشویی، سعی میکند با اجاره یک قالیشویی دیگر کارش را ادامه دهد. او که با انبوهی از فرشهای نشسته روبرو است، دردسرهای جدیدی برایش رخ میدهد...

کارگردان: رضا عطاران، محمود رضایی
هاشم آقا با خانوادهاش دریک شهرستان کوچک زندگی میکند و از راه تعمیر اتومبیل و اگزوز سازی امرار معاش میکند . تا اینکه به خاطر بیماری قبلیاش تصمیم میگیرد به تهران مهاجرت کنند تا هاشم آقا با کار بهتری که برایش پیدا کردهاند پولدار شود . در تهران با ماجراها و مشکلات فراوانی برخورد میکنند و متوجه میشوند زندگی در شهرستان بهتر است و به شهر خود بر میگردند

کارگردان: سروش صحت، محمود رضایی
طنز سریالی درباره دکتر نیما افشار دکتر روانشناس و کارشناس برنامه رادیویی در صدا و سیما که او خیلی بدشانس است و هر روز ماجرایی تازه در محل کار، خانه و کنار خانوادهاش اتفاق میافتد

کارگردان: سعید آقاخانی
زمانی که خانواده آقا اردشیر از سفر باز میگردند؛ متوجه میشوند که او، خانه و اسباب و اثاثیهشان را با قیمت ناچیزی فروخته است. همسر و فرزندان اردشیر که هیچ اطلاعی از او ندارند، برای یافتن او تلاش کرده و درگیر ماجراهایی تازه میشوند...

کارگردان: رضا عطاران
ماشاءالله فردی کم پول و ندار است و با مشکلات مالی مواجه است، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند با آقای بیات که با او به طور اتفاقی آشنا شد همکاری میکند و پولی را برای سفر به مالزی به او میدهد اما...

کارگردان: رضا عطاران
نصرت خانم که سرپرست یک خانواده است، برای امرار معاش ترشی خانگی میفروشد. برحسب اتفاق او با آقا جهان که تاجر فرش است آشنا میشود. با وجود مخالفتهای خانوادههای طرفین، آن دو با هم ازدواج میکنند. خانواده نصرت خانم به همراه او به خانه آقا جهان میروند تا در کنار هم زندگیکنند که ماجراهای جالبی را به همراه دارد. در این بین فرشهای آقا جهان به سرقت میرود که با کمک خانواده نصرت خانم، فرشها پیدا میشود و در پایان نیز همه با هم به مشهد میروند.

کارگردان: رضا عطاران
حاج احمد پرور صاحب نانوایی فوت میشود. او قبل از اینکه بمیرد خانهاش را فروخته و چهار آپارتمان برای فرزندانش خریده ولی هیچکس چیزی نمیداند و درمراسم ختم او فردی که خانه را خریده میآید و آنها از ماجرای فروخته شدن خانه را میفهمند و در پی پولی هستند که از فروش خانه به دست پدرشان رسیده و بلاخره مبایعه نامه خرید آپارتمانها را پیدا میکنند. به این ترتیب نادر برای ترک اعتیاد به کمپ میرود، همسرش که از او جدا شده بود به خانه برمیگردد و دختر بزرگ صابر ازدواج میکند.