به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: فریدون حسنپور
رای کاربر: 5
داستان این فیلم درباره جمعی از مردم یکی از محله های لاهیجان است که درگیر جریان های مرتبط با روستای خود می شوند. داستان فیلم با موضوع مخارج عروسی و عزا شروع می شود و....

کارگردان: امیرشهاب رضویان
رای کاربر: 5
دو دزد پیر کهنه کار، آقاکمال و آقاجمال پس از سال ها از زندان آزاد می شوند و به امید دریافت سهم خود از آخرین سرقت مشترکشان به سراغ همدست شان، اسی خانم می روند، اما...

کارگردان: اصغر نعیمی
رای کاربر: 7
نازنین: مهم نیست کی هستی یا چه کاره ای... تو هر وضعیتی که باشی محبت وظیفته... فرهاد: نصیحت ات خوبه. فقط یه خورده کهنه شده.

کارگردان: مانی حقیقی
رای کاربر: 10
داستان از مجلس عروسی مرجان آغاز میشود. در میانههای عروسی مأموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد میشوند و میهمانان هم فرار میکنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود گرامی باعث میشود تا دوست او (مجید) خیال کند او تیر خورده است. مجید لباسهای داوود را در میآورد و او را به داخل اتاقی م...

کارگردان: سروش محمدزاده
رای کاربر: 8
آنها نمیدانستند اتفاقی میافتد که چهارشنبه را برایشان روزی متفاوت خواهد کرد...

کارگردان: رضا درمیشیان
رای کاربر: 8
عده ای از جوانان بزهکار، به قصد دزدی از قشر پولدار، گروهی با نام «لانتوری» تشکیل میدهند. پاشا فرد اصلی لانتوری در این بین عاشق زنی به نام مریم میشود. پاشا قصد ازدواج دارد اما مریم چندین بار جواب منفی میدهد، تا اینکه در آخرین بار...

کارگردان: ابراهیم ابراهیمیان
رای کاربر: 5
داستان احمدرضا مقدم، استاد برجسته و با سابقهی دانشگاه است که شک و تردیدهای همسرش مهتاب به ارتباط او با یکی از دانشجویانش، بسترساز فاجعهای غیرقابل پیشبینی میشود...

کارگردان: برزو نیکنژاد
رای کاربر: 7
یک تیم فوتبال که در لیگ دسته سوم کشور فعالیت میکرده است به دسته دوم صعود میکند، سعید در این راه در آخرین لحظات بازی آخر دچار مصدومیت تاندون پا میشود و سلامتیاش به خطر میافتد...

کارگردان: مسعود دهنمکی
رای کاربر: 4
"به خودتان تکان بدهید تا خدا تکانتان نداده!" این جمله ای است که حاجی یوسف، پیرمرد زاهد شهر با دیدن آسیب های اجتماعی به مردم و مسئولین گوشزد می کند اما برخی او را جدی نمی گیرند و برخی نیز با شایعه وقوع زلزله و عذاب دستمایه شروع داستان را فراهم می کنند...

کارگردان: سیدرضا میر کریمی
رای کاربر: 7
آقای عزیزی که سرپرست بخش تعمیرات و نگهداری پالایشگاه آبادان است برای مراسم خواستگاری دخترش آماده میشود و ستاره دختر دیگرش در همان روز قصد سفر به تهران برای شرکت در جشن خداحافظی یکی از دوستان همدانشگاهیاش را دارد. پدرش به دلایلی به این سفر مشکوک است و این آغاز ماجراست...
