به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 7
در محلههای پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیابانها و کوچهها و در پستوی خانهها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟


کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 6
روایت محافظی شخصی که از جان یکی از شخصیتهای مهم نظام محافظت میکند اما در جایی و براساس حوادثی متوجه میشود که او بیش از آن که به فکر نظام باشد به فکر منافع شخصی است. محافظ شخصی دچار تشکیک میشود و همین امر باعث میشود که محافظت از آن فرد را کنار بگذارد. اما به دلیل خدمات و خلوصی که در وی وجود دارد...

کارگردان: ابوالقاسم طالبی
رای کاربر: 6
داستان قحطی و خشکسالی عظیم ایران که در سالهای 1295 تا 1297 و در دوران جنگ جهانی اول در زمان اشغال ایران به دست قوای بیگانه روس و انگلیس رخ داد را روایت میکند...

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 6
احمد که عصیان نوجوانی اش را در سکوت گذرانده، فرمانده لشگری می شود که باید در دروازه های خرمشهر با دشمن بجنگند. اما سرنوشت او فرسنگ ها دور از مرز ایران رقم می خورد…

کارگردان: احسان بیگلری
رای کاربر: 8
خسرو نام پسر جوانی است که به بیماری اختلال دو قطبی مبتلا است و برای درمان این بیماری مجبور شده چند هفتهای در خانه برادر بزرگتر خود به سر ببرد...

کارگردان: ابوالحسن داوودی
رای کاربر: 6
داستان چند جوان است که در یک قرار اینترنتی با یکدیگر آشنا شده و به دنبال یک شوخی و شرطبندی در مسیری پیچیده و دلهرهآور میافتند، مسیری که درک جدیدی از زندگی و اجتماع را برای هرکدامشان رقم میزند.

کارگردان: حمیدرضا قطبی
رای کاربر: 8
درباره زنی به نام شیرین است که در مراسم ختم پدرش به روابط جدیدی در زندگی او پی میبرد و حقایقی تازه را کشف میکند...

کارگردان: نرگس آبیار
رای کاربر: 9
پسری جوان به جبهه رفته است. مادر او مش الفت در نبود پسرش روزهای تلخی را میگذراند و منتظر است او روزی از جبهه بازگردد. او نمیداند پسرش اسیر شده یا در جنگ کشته شده است...

کارگردان: حمید نعمتالله
رای کاربر: 6
گروه پنج نفرهای میخواهند محمولهای شامل ترقه، فشفشه و اسباب آتشبازی را که متعلق به آنها نیست بفروشند. هیچ کدام از آنها کامروا نمیشوند مگر پنجمین نفر که به تردید همیشگیاش میان خیر و شر غلبه میکند.

کارگردان: هادی مقدمدوست
رای کاربر: 5
این فیلم داستان دختر تنها و خستهای است که کمکهای یک دوست باعث بهبود شرایطش میشود، اما این دختر برای معرفی این دوست به دیگران شهامت کافی ندارد. او داستان زندگیاش را در وبلاگ اش می نویسد و توسط برادر دوستش از او خواستگاری میشود و صحبت های اولیه ازدواج را انجام میدهند اما...