به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 10
شیوا در دادگاه منتظر موکل اش است که خبردار میشود گروهی حامد را در مسیر ربودهاند ولی دلیلش را نمی داند . از طرفی حامد که گریخته باید به محلی از پیش تعیین شده رفته و خود را در اختیار ربایندگان نهد ، چرا که ستاره گرفتار آنان است . حامد در آن جا با وضعیتی روبرو میشود که از قبل حدس نمی زده است …

کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 10
دکتر افشار جم پس از سه سال تلاش بیوقفه، موفق به اختراع اکسیری مهم و ارزشمند در زمینه نانوتکنولوژی میشود. او پس از ناکامی در یافتن سرمایه لازم، تصمیم میگیرد از ایران خارج شود. اما هنگامی که یک تصادف، او را راهی بیمارستان میکند؛ تمام مدارک و اطلاعات مهم او توسط دزدی به نام غلامحسین به سرقت برده م...

کارگردان: مجید صالحی
رای کاربر: 10
دو زوج جوان به نامهای «صدف» و «چاوش» که پس از مشکلات عدیده با یکدیگر ازدواج کردهاند، تصمیم میگیرند برای گذراندن ماه عسل به جزیرهٔ کیش سفر کنند. در این میان به علت دیر رسیدن به فرودگاه، از هواپیما جا میمانند و به پیشنهاد «صدف»، ایندو تصمیم میگیرند با قطار به کیش بروند، اما در ایستگاه قطار ساک «چ...

کارگردان: سیروس مقدم
رای کاربر: 10
پیرزنی به نام ثریا که پانزده سال پیش شوهر خود را از دست دادهاست، در بیمارستانی مشغول به پرستاری است. او با سرهنگ که یکی از بیمارها بودهاست، آشنا میشود و پس از درمان او، پنهانی با یکدیگر ازدواج میکنند. او مبلغ هنگفتی را به پسر سرهنگ قرض میدهد و قرار میشود که سود پول را نیز از او بگیرد...

کارگردان: سروش صحت، محمود رضایی
رای کاربر: 10
طنز سریالی درباره دکتر نیما افشار دکتر روانشناس و کارشناس برنامه رادیویی در صدا و سیما که او خیلی بدشانس است و هر روز ماجرایی تازه در محل کار، خانه و کنار خانوادهاش اتفاق میافتد

کارگردان: سیروس مقدم
رای کاربر: 10
لطیف جوانی است که به تازگی از زندان آزاد شده است. او قصد دارد با فراموش کردن سو ء سابقه خود برای امرار معاش شغل تازهای دست و پا کند، ولی به هر جا که میرود، به خاطر سابقه منفی و خلافش کسی حاضر نمیشود به او کار دهد. لطیف علی رغم میل باطنیاش مجبور میشود که در ازای دریافت پول، نقد کردن یک چک برگشتی...

کارگردان: علیرضا افخمی
رای کاربر: 10
امیرحسین سالهاست در شرکت دارویی همایون کار میکند، با جمشید پسر همایون رفاقت دارد و به آیدا دختر همایون علاقمند است. جمشید با یک سری سارق دارو شریک میشود و نقشه دزدی از کارگاه پدرش را میچیند، دزدان شرکت همایون را سرقت میکنند و امیرحسین زخمی میشود و پیکرش را به خارج از شهر منتقل میکنند. با پیگیر...