به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 10
روایتگر داستان زوج جوانی است که در حال اجرای نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. رابطه آنها پس از نقل مکان به خانهای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، به خشونت کشیده میشود.


کارگردان: مصطفی کیایی
رای کاربر: 10
پشت هر آدمی یه داستانی هست و پشت هر داستانی یه آدم، بهتره قبل از هر قضاوتی یکم صبر داشته باشیم...

کارگردان: سیدشهاب حسینی
رای کاربر: 10
داستان یک نویسندهی متفکر است که به دنبال نوشتن پایانی جاودان برای داستانش است و با اقامت درطبقه وسط یک آپارتمان، بر اساس دریافت هایش از زندگی و آدمهای اطراف برای کشف جاودانگی داستان آنها را تجسم میکند و با ظهور در قالب شخصیتهای مختلف یک سفر فلسفی را طی میکند...

کارگردان: سامان سالور
رای کاربر: 10
حمید و هما زوج نابارور هستند که تصمیم گرفتهاند به روش رحم اجارهای بچهدار شوند. این دو برای انتخاب شخص مورد اطمینان به زن جوانی به نام رضوان بر میخورند که مجبور است از همسر بیمارش پرستاری کند.

کارگردان: مصطفی کیایی
رای کاربر: 10
اواسط دهه 60 و اوج دوران جنگ مردی حدود 50 ساله در تهران مشغول قاچاق نوارهای لس آنجلسی و فیلمهای ویدئویی است. او در اثر یک اتفاق در مییابد که توموری در سر دارد و تا دو ماه دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند.

کارگردان: کاظم راستگفتار
رای کاربر: 10
داستان این فیلم درباره مهندس جوانی به نام سعید است. سعید به شدت به همسر خود سیمین علاقه دارد و این در حالی است که سیمین زنی به شدت فمینیست است و به نوعی بر سعید در خانه سیطره دارد. سیمین به تازگی بعد از مشورت با دوستان عجیب و غریبش! به این نتیجه میرسد که باید یک تور تفریحی به کشور فرانسه داشته باشد...

کارگردان: ابراهیم وحیدزاده
رای کاربر: 10
یک زن جوان با دو فرزندخردسالش، دو مرد با خصوصیاتی متفاوت اما خواسته ای مشابه، یک مأمور پلیس و خلاصه یک پیرزن پرحرف و سمج و...

کارگردان: جواد افشار
رای کاربر: 10
چهار دانشجو برای انجام تحقیقات راهی غسالخانهای در جنگل میشوند...

کارگردان: سیدمسعود اطیابی
رای کاربر: 10
قصه زن و شوهری است که تصمیم می گیرند مدتی جایشان را با هم عوض کنند، قرار گرفتن در جایگاه یکدیگر برای هر کدام ماجرایی را بوجود می آورد....

کارگردان: سعید تهرانی
رای کاربر: 10
تهران، 1349. علی پهلوان محل و رضا پسر بی کار طی یک درگیری خیابانی با هم آشنا می شوند. این آشنایی به رفاقتی منجر می شود که گذر سالها هم آن را کمرنگ نمی کند.

کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 10
یک مرد جوان خرمشهری در سال 1359 برای اینکه خواهرش بهدست عراقیها نیفتد چالهای در باغچه خانهشان حفر و او را در این چاله پنهان میکند تا به طور موقت از گزند عراقیها که خانه را محاصره کردهاند در امان بماند.