به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: شاهین باباپور
رای کاربر: 10
بهروز که مهماندار قطار است، در راه تهران و بندرعباس کار می کند. او در یکی از روزها که سوار بر قطار وارد ایستگاه بندرعباس می شود، اتفاقی را تجربه می کند که مسیر زندگی اش را تغییر می دهد

کارگردان: افسانه ماهیان
رای کاربر: 2
نمایش سه جلسه ی تراپی و یک مهمانی با نگاهی دور به قصه ی میمون شیناگاوا اثر هاروکی موراکامی است و درباره سه جلسه روانشناسی است که این افراد درباره هویت و مشکلات زندگیشان صحبت میکنند.

کارگردان: آرش معیریان
رای کاربر: 10
مرز کمرنگی بین واقعیت و خیال است. حسن آس و پاس در مسیر وصول طلب پدر مرحومش از ملک سلمان کلاهبردار، در فضایی فانتزی تبدیل به شخصی رویایی میشود عشق به دختر ملک سلمان او را از ادامه ی ماموریتش باز میدارد و...

کارگردان: کریم لکزاده
رای کاربر: 10
قصهی شخصیتی که از تهران گریخته و برای خروج از کشور به جنوب میرود...

کارگردان: محمد پرویزی
رای کاربر: 4
گذشته، آرام نیست. هر آنچه که از گذشته باز میگردد، تنها به یاد نمی آید، بلکه گاهی به شیوه تکان دهنده ای تجربه میشود.

کارگردان: بیژن شیرمرز
رای کاربر: 10
همه ما یه نیمه گمشده داریم، اما فقط یه نفر تو دنیا هست که اسم نیمه گمشدهاش «شارمین اصل کوپال» است.

کارگردان: محمدرضا ورزی
رای کاربر: 10
این سریال زندگی محمدرضا پهلوی را از زمان بازگشت از سوئیس در سال 1315 تا زمان مرگش را به تصویر می کشد. دخالت وی در کشور عمان، کودتای 28 مرداد و دخالت انگلیس و آمریکا دز مسائل داخلی ایران از ماجراهای این سریال است.

کارگردان: اکتای براهنی
رای کاربر: 10
شهاب در آستانهی ازدواج با نامزدش است. شرایط اقتصادی و مالی او باعث میشود به اتفاق دوستش وارد یک معامله تجاری شود اما در کمال ناباوری پولهای او را بالا میکشند و شرایط سختی بر زندگی او حاکم میشود. پول بهرهای میگیرد، از پرداخت اقساط آن هم عاجز میشود و طلبکاران او را راحت نمیگذارند. شهاب تحت تا...

کارگردان: سید جلال دهقانیاشکذری
رای کاربر: 10
طوبی: امشب عروسی امیرحسینِ، دوتامون خوشحالیم ...من نباید اون حرفها رو میزدم، فقط بهم بگو چرا چهار بار چشمت و بازبسته کردی ... منظور خاصی داشتی میثم ؟

کارگردان: حسین کندری
رای کاربر: 10
یه بچهی خوش خوابی بود که هر جا ولش میکردن میخوابید. یه بار خودش فهمید که خوابه... زور زد که داد بزنه، اما نتونست...

کارگردان: کاظم راستگفتار
رای کاربر: 10
این فیلم داستان زندگی جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافههای لالهزار خوانندگی میکند. آشوبهای تاریخی و واقعی دهه ۱۳۲۰ باعث به وجود آمدن اتفاقاتی در زندگی آشوب میشود.