به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: پرویز شهبازی
رای کاربر: 10
راهی برای پولدارشدن، خسته از نگاه تحقیر آمیز دور و بریها، احساس تباهی از کارکردن برای دیگران؛ اینها دلایلی است که سه نفر را به هم وصل کرده تا یک کار و کاسبی راه بیندازند.

کارگردان: همایون غنیزاده
رای کاربر: 10
تو پرورشگاه صدام میکردند مسخره باز! اما من مشت محکمی حواله صورت یکیشون کردم تا داستان رو شروع کنم.

کارگردان: هومن سیدی
رای کاربر: 10
میگن اگه چوپان نباشه گوسفندها تلف میشن٬ یا گرگ بهشون میزنه یا از گرسنگی میمیرن٬ جون مغز ندارن. هرکی که مغز نداره به چوپان احتیاج داره٬ یه چوپان دلسوز... چوپان حکم پدر گوسفندها رو داره٬ آدم بدون پدر هیچی نیست. اون چوپانه ما همه گوسفنداشیم٬ اون به ما میگه کی بریم٬ کجا بریم٬ چیکار کنیم٬ کی بشینیم٬ کی...

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 10
امیرعلی و نوشین دو جوان بیست و یکی دوساله قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خانواده ها چندان موافق نیستند .آنها صبر پیشه کردهاند تا به مرور زمان رضایت خانوادههایشان را جلب کنند. آن دو یک رویای مشترک دارند؛ برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت امریکا.

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 10
داستان یک فروند هواپیمای ترابری ایرانی است که از ایران عازم فرودگاه دمشق میشود. هادی حجازیفر و بابک حمیدیان، خلبان و کمکخلبان هواپیما و پدر و پسر هستند. آنها در کنار یکدیگر قرار است یک محموله بشردوستانه را از ایران به سوریه منتقل کنند. پدر و پسر خلبان در سوریه میان تروریستهای تکفیری به دام افتاد...

کارگردان: مجیدرضا مصطفوی
رای کاربر: 10
یه روده راست تو شکمش نیست، یادت رفته تو چشممون زل میزد دروغ میگفت. اون برگرده همه را عاصی میکنه ... .

کارگردان: محمدرضا هنرمند
رای کاربر: 10
شاید عاشق شدن آخرین فرصت هرکسی برای آدم بودن است. شما هم موافقید ؟

کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 10
داستانی با مضمونی کمدی و سیاسی روایتگر داستان زندگی شخصی به نام «قدرت» با بازی حامد بهداد است که سودای رسیدن به قدرت را دارد.

کارگردان: رامتین لوافی
رای کاربر: 10
یه عبارت بیمزه هست که میگه آدما یه دفعه تغییر نمیکنن، این ماییم که دیر به دیر نگاشون میکنیم...

کارگردان: سامان مقدم
رای کاربر: 10
داستان با ازدواج «رویا» و «ارژنگ صنوبر» آغاز میشود و در مسیر زندگی مشترکشان ماجراهایی برای آنها به وقوع میپیوندد...

کارگردان: پرویز شیخطادی
رای کاربر: 10
ریاض جنگجوی کهنه کار توبه میکند خونی بریزد و چون آتشفشانی خاموش به گوشهای میخزد. برای آتش افروزی مجدد او، به یک شوک قوی نیاز است و آن تعرض به گلجان تنها عشق و امید زندگی اوست. آتش ریاض شعلهور شده و خونها میریزد. غافل از اینکه بازیگر یکهتاز نمایشی پرماجرا گردیده است.